با دستای خالی بیا
با دستای خالی بیا
Tunely V1Original
[آغازِ نزدیک]
تو درِ قصرِ منو آروم نبند
این خونه با قفل، خوابش نمیبره
اسممو روی بخارِ آینه بنویس
قبل از اینکه صبح، منو پس بگیره
[بیتِ اول]
من از اون کوچهی بیچراغ اومدم
با یه انگشترِ سرد توی مشت
گفتی: «بمون» ــ من خندیدم، گفتم:
«تو خودت دیدی این دل چقدر گم شد؟»
پیرهنِ مشکیت بوی بارون نداشت
بوی آهن، بوی درِ بسته بود
من به زخمِ لبِ تو قسم خوردم
که هنوز این خرابآباد، خونه بود
[پیشدرآمد]
کم نکن فاصله رو، نذار بفهمم
پشتِ اون چشمات، کی منتظرته
من اگه برگردم سمتِ آتیش
تو بگو خاکسترش مالِ منه
[ترجیعبند]
بیا، ولی با دستای خالی بیا
نه تاج، نه وعده، نه قصهی فردا
منو از این شبِ پر زرقوبرق ببر
جایی که اسمِ تو باشه تنها صدا
بیا، اگه میتونی دروغ نگی
بیا، اگه از باختن نمیترسی
من نیمهی تاریکِ خودمو آوردم
تو هم اون نیمهای رو بیار که پنهونی
[بیتِ دوم]
روی میز، سه تا شمعِ کوتاه سوخت
ساعت از دیوار افتاد و نشکست
تو گفتی: «هرچی میخوای بردار»
من فقط کلیدِ قلبتو برداشتم، بس
تو با اون خندهی کج، خطرناکی
من با این سکوت، بدتر از تو
هرچی بینمونه، مالِ امشبه
فردا رو بسپار به پنجرهها، رو به رو
[پل]
اگه شهر پرسید: «کی بود؟» بگو هیچکس
اگه ماه پرسید: «چی شد؟» بگو زخم
من و تو از یه افسانه رد شدیم
که قهرمان نداشت، فقط داشتیم هم
[ترجیعبند]
بیا، ولی با دستای خالی بیا
نه تاج، نه وعده، نه قصهی فردا
منو از این شبِ پر زرقوبرق ببر
جایی که اسمِ تو باشه تنها صدا
بیا، اگه میتونی دروغ نگی
بیا، اگه از باختن نمیترسی
من نیمهی تاریکِ خودمو آوردم
تو هم اون نیمهای رو بیار که پنهونی
[پایان]
در رو نبند...
این خونه هنوز اسمِ تو رو میدونه.
One-time · keep this song forever
Original · 4:29 · Tunely पर बना
इसी स्टाइल से शुरू करें और अपनी कहानी जोड़ें। पहला गाना मुफ़्त है।
या खाली पन्ने से शुरू करें